دریا خندید
در دور دست،
دندان هایش کف و
لب هایش آسمان.
- تو چه می فروشی
دختر غمگین سینه عریان؟
- من آب دریاها را
می فروشم ،آقا.
- پسر سیاه ،قاتی ِ خونت
چی داری؟
- آب دریاها را
دارم ،آقا.
- این اشک های شور
از کجا می آید ، مادر؟
- آب دریاها را من
گریه می کنم ،آقا.
- دل من و این تلخی بی نهایت
سر چشمه اش کجاست؟
- آب دریاها
سخت تلخ است،آقا.
دریا خندید
در دور دست،
دندان هایش کف و
لب هایش آسمان.
» فدریکو گارسیا لورکا / ترجمه احمد شاملو


4 comments
Comments feed for this article
آوریل 11, 2009 در 7:56 ق.ظ
Ali
دریا
دریا
دریا
عشق ما
دریا
آوریل 13, 2009 در 11:50 ق.ظ
eyn.mim
هااااا.لوركا
لوركا
لوركا
عشق ِما لوركا/:دي
آوریل 17, 2009 در 8:50 ق.ظ
amir mirzaei
entekhabe khoobi bood merci
آوریل 23, 2009 در 6:15 ب.ظ
حسن تفرشی
دختریا ننه دریا ……
چرا به روز نمی شی سهیل ؟