من این رو قبلا هم توی زن ها دیده ام. دیده ام آدم ها رو از اتاق بیرون می کنند که با محبت و دلسوزی اومده اند سراغ شون، اومده اند کمک شون کنند، اون وقت به یک جونور بی قابلیتی می چسبند که هیچ وقت براشون چیزی بجز یابوی بارکش نبوده اند. اینه اون چیزی که به ش میگن عشق – عشقی که از حد فهم آدمیزاد گذشته، همون غرور، همون میل شدید به پوشوندن برهنگی نکبتی که ما با خودمون میاریم، با خودمون می بریم تو اتاق عمل، باز با کمال سماجت باز با خودمون می بریم زیر خاک.
ویلیام فاکنر – گور به گور

6 comments
Comments feed for this article
ژانویه 31, 2009 روی 10:12 ق.ظ
Ali
من قبلن هم گفته ام …
فوریه 2, 2009 روی 6:57 ق.ظ
عين.ميم
اين جا خيلي قشنگ شده
فوریه 2, 2009 روی 9:37 ب.ظ
سید محمد حسن تفرشی حسینی
روبه روی دریاچه مصنوعی وسط پارک در پلاژ اختصاصی وینستون عجب چسبید واو
فوریه 3, 2009 روی 1:28 ق.ظ
حسن تفرشی
بلاگ رو راه انداختم :d
فوریه 4, 2009 روی 8:55 ب.ظ
شقایق
این اصلا ویژگی زنانه ای نیست!
زحمت کشیده جدا این آقای fuck ner!با این مشاهده ی علمیش!
باز هم درود به روان چارلز بوکفسکی با اظهار نظر عالیش درباره ی این آدم.
مارس 4, 2009 روی 5:40 ق.ظ
حجت
هيچ كس دلش نمي خواد با لباس بره زير خاك، ولي عاشق چرا…