زین پس به جای ِ واژه ی بیگانه و نامانوس فرودگاه از واژه ی فارسی ِ آن یعنی عروج گاه استفاده کنید.
پی نوشت:
اختصاصی برای ایران
پای بگذار به اون راهی که فک کنی بهتری / ... که فقط فک کنی بهتری
زین پس به جای ِ واژه ی بیگانه و نامانوس فرودگاه از واژه ی فارسی ِ آن یعنی عروج گاه استفاده کنید.
پی نوشت:
اختصاصی برای ایران
اصفهان تمام شده ست برای من.یک ماهی هست تموم شده.تمام ِ اون امید و دلداری هایی که از برای فرار از خستگی هام به خودم می دادم همه و همه پوچ بود.چه طور باید بپذیرم وقتی هر چی خودم رو به در ودیوار می کوبم کنار اومدنی در کار نیست . من بیش از هر کس دیگه ای دوست دارم از این شرایط بیام بیرون اما اما اما نشده که نشده و یا بهتر ِ که بگم نمیشه.به همه چیزم بی علاقه شدم.خسته ام واین یک درمان دارد که آن هم نیست.نیست نیست نیست.
آی عشق آی عشق
چهره ی آبی ت پیدا نیست
____________
شاملو
آن قدر این وردپرس برای متن های انگلیسی بنده رو اذیت کرد که به فکر افتادیم وبلاگ دیگه ای راه بندازیم که فارسی نباشد.آی دوستان این آدرس وبلاگ جدید من 21 ساله است.زیاد سر بزنید بهش .
وقتی از جاده های بی انتها خسته شده باشی ،وقتی از تنهایی های این شهر خسته شده باشی ،وقتی از صبح خروس خون تا بوق سگ سر کلاس باشی و روزی 5 ساعت تو جاده ها و خیابونا باشی و تنها به این دل خوش باشی که وقتی میای خونه دیگه از خسته گی راحت می خوابی ولی توو رختخواب که میری فقط داری فکر میکنی و اصلن فکر فردا نمی ذاره بخوابی و تا 5 صبح از این دست به اون دست میشی خب معلومه به کلاسای فردات نمی رسی و خواب می مونی وهی اعصاب خوردی ها ادامه پیدا می کنه. وقتی با هر کسی حرف می زنی می خواد بهت اثبات کنه که مشکل ِ خودش از تو بیشتر هست و نمی خواد لحظه ای گوش بده که تو چی می گی ،وقتی هیچ هم پایی واسه رفتن توو این بی انتها جاده ها نداشته باشی ، وقتی هیچ هم دلی واسه گفتن و خالی کردن بی خوابی هات نداشته باشی،وقتی هیچ دستی به تن ِ یخ زدت گرما نمی ده، خسته می شی جوری که ترجیح می دی نیم ساعت هم که شده به زور دود و مشروب و قرص از دنیای حقیقی دست بکشی و به رویا فروبری. به چیزهایی فکر کنی که هیچ وقت نداشتی شون و یا شاید داشتی شون و حالا از دست شون دادی.آی ملتی که می خواین اثبات کنین دردتون از من بیشتره ،من اصلن دنبال ِ این نیستم که دردهامو بزرگتر از دردای شما نشون بدم.من بیش از همه به همدلی ِ شماها احتیاج داشتم .ولی مگه شما حالیتون میشه؟نه ،شما قرار نیست همدلی رو یاد بگیرید.از نفهمی هاتون خسته شدم.واسه همین و خیلی چیزهای دیگه ست که نمی خوامتون.تحمل تون رو ندارم.
______________________
پی نوشت:
برام مهم نیست چه اراجیفی بعد از خوندن ِ این متن میگید اینکه از این بچه بازی دست بردار،ننال و… .اصولن این شمایید که با نفهمیدن هاتون اثبات می کنید بچه ایید.
پدر می بینی با من چه می کنند؟می دونستم ، همون موقع هم می دونستم غیر از تو هیچ پشتیبانی ندارم .از غرغرهاشون خسته ام .رفتی و من بی تو هیچم پدر.
می گی از جتگ و کشاکش
می گی از حریق ِ نفت کش
مجری اخبار و گزارش یه آدم ِ دروغ گوی ِ …
یه برنامه واسه جوونی
روزاتون سبز و آسمونی
قدرِ میکروفونو میدونی آی بچه …
ارتباط مستقیم و زنده بین یه شهر و چند تا ده
مجری ِ جنگ ِ خانواده
جیغ نزن اینقدر زنیکه ی …(استغفرالله)
از زیر چشم همدیگر و میپاییدن
چیزای رئیساشونو می مالیدن
با صداشون روحمون رو ساییدن
با دروغاشون اعصابمونو …(آقا این جا خانواده نشسته)
دکورای جلف و پر از گل
گلای ِ گلایل و سنبل
کلاغ با ادای بلبل
اینا رو از کجا گیر اوردن یه مشتی …
_________________________
پی نوشت:
1-ببخشید بی ادبی بودا ولی واقعیت بود چون هر جا رو می گیری همین اوضاع ست.خداییش از کجا گیر میارن کلاغ با ادای بلبل رو این …ها؟
به دلیل تنهایی در خانه و آشپزی و خونه تمیز کردن ِ هر روزه و درس و زبان و هزار و یک کار ِ دیگه ممکنه نتونم مث ِ قبل پست بذارم.اما به شرافتم قسم 90 تا پست رو می ذارم.
نامجو و گلشیفته فراهانی آلبومی دادند که خداست.عاشقتونم.محشره این آلبوم.همیشه زنده باشین که به ما این جوری حال بدید.هیچ کس توو ایران توان رقابت با نامجو رو نداره.به جرات می گم.
نگر تا این شب خونین سحر کرد
چه خنجرها که از دل ها گذر کرد
__________________
ما را به حامله ی باکره
ما را به شهید ِ زنده
ما را به لذت ِ آخ
چه سخت است دیگر ندیدنت.چه سخت دیگر صدای زیبایت را نشنیدن.چه سخت دیگر پیغام های عاشقانه به تو ندادن.چه زندگی بی تو سخت شده است.روز و شب های پس از تو دیوانه شده ام.هر دیوانه بازی در می آورم.برایم فرقی نمی کند مودب باشم یا دلقک.نمی فهمم کجام و کی ام.هنوز هم آن حرف ها از زبان تو باورم نمی شه.به همه گفتم آن ها حرف های تو نبود.تو گل 2 سال پیش نیستی . می دانم که چیزی تغییر داده همه چیز را.مست می شوم این روزها.هر کار می کنم تا هیچ کس نفهمد چه به سرم آمده.چه فرقی می کند وقتی در هیچ صورت فرقی نمی کند.وقتی تو دیگر براین مهم نیستم از بقیه انتظاری ندارم.نمی تونم بنویسم .می روم تا گریه ام را در تنهایی ادامه دهم .می روم در گوشه ای با آهنگ هایم گریه کنم و تو هیچ برایت مهم نباشد که چه بر سر عشق کودکانیت آمده.برو.من هم می روم گریه کنم.
به سوي تو به شوق روي تو به طرف كوي تو
سپيده دم آيم مگر تو را جويم بگو كجايي؟
نشان تو گه از زمين گاهي ز آسمان جويم
ببين چه بي پروا ره تو مي پويم بگو كجايي؟
كي رود رخ ماهت از نظرم نظرم؟ به غير نامت كي نام دگر ببرم؟
اگر تو را جويم حديث دل گويم بگو كجايي؟
بدست تو دادم دل پريشانم دگر چه خواهي؟
فتاده ام از پا بگو كه از جانم دگر چه خواهي؟
يكدم از خيال من نمي روي اي غزال من دگر چه پرسي ز حال من؟
تا هستم من اسير كوي تواًم به آرزوي تواًم
اگر تو را جويم حديث دل گويم بگو كجايي؟
بدست تو دادم دل پريشانم دگر چه خواهي؟
فتاده ام از پا بگو كه از جانم دگر چه خواهي؟